در کتاب «بیداری ریشه»، ریشه کوچولو نماد بخش ناآگاه و عجول درون ماست؛ همان وقتی که اضطراب، کینه، خشم یا ترس می آید و انگار حال و هوای اطرافمان را هم تیره و سنگین می کند. داستان خیلی ساده و روان نشان می دهد چطور بی قراری های ذهنی می تواند ما را از آرامش دور کند و چطور می شود این چرخه را شکست.
این قصه یادمان می اندازد اگر به جای فرار کردن از احساسات، شجاع باشیم و لحظه اکنون را دقیق تر ببینیم و تجربه کنیم، کم کم راه بیداری و آرامش باز می شود. ریشه کوچولو هم با همراهی خردِ خاک و گرمای خورشید یاد می گیرد از دل ترس و بی تابی عبور کند و به روشنایی و یک شادی عمیق تر برسد؛ چیزی شبیه یک جشن همیشگی درون.
اولین نفری باشید که نظر میدهد
برای ثبت نظر وارد حساب کاربری خود شوید.