کتاب «عقل به روایت کانت» نوشته گرت ویلیامز (انتشارات ققنوس) در اصل یک متن مرجع و جمع و جور است که برای روشن کردن این سوال نوشته شده: کانت وقتی از «عقل» حرف می زند دقیقا منظورش چیست؟ نویسنده خیلی خلاصه اما دقیق نشان می دهد کانت چطور بین دو جریان معروف فلسفه یعنی عقل گرایی و تجربه گرایی راه خودش را باز می کند؛ از یک طرف می گوید عقل اگر بخواهد بیرون از تجربه درباره خدا، نفس یا جهان حکم قطعی بدهد گیر تناقض و توهم های متافیزیکی می افتد، و از طرف دیگر عقل را هم یک ابزار خنثی و صرفا حسابگر نمی داند. نتیجه این می شود که عقل نظری کارش این است که تجربه را سر و سامان بدهد و امکان شناخت علمی را فراهم کند، اما باید حد و مرز خودش را بشناسد.
بخش جذاب کتاب جایی است که ویلیامز سراغ عقل عملی و اخلاق کانت می رود: همان جایی که مفاهیمی مثل وظیفه، خودمختاری و امر مطلق معنا پیدا می کنند. کانت برخلاف هیوم تاکید می کند عقل فقط برای محاسبه و نتیجه گیری نیست، بلکه می تواند «الزام اخلاقی» بسازد و به رفتار ما جهت بدهد. همچنین ایده نقد در فلسفه کانت پررنگ است؛ یعنی خود عقل باید خودش را بررسی کند تا هم از ادعاهای بی پایه دور بماند و هم راه اخلاق و آزادی باز بماند. در این نگاه، آزادی یعنی خودقانون گذاری عقلانی و عمل کردن بر اساس اصولی که بشود برای همه آدم ها در نظر گرفت؛ همین هم دلیل اهمیت کانت در بحث های امروز درباره مسئولیت، حقوق و کرامت انسانی است.
| تعداد برگ |
96 |
|---|---|
| سال انتشار شمسی |
1396 |
| سال انتشار میلادی |
2014 |
| نوع جلد |
شومیز |
| شابک |
978-6002783318 |
| قطع |
پالتویی |
| نویسنده |
گرت ویلیامز |
| مترجم |
داود میرزایی |

نظرات