داستان «آن جا که هندوانه ها می رویند!» ما را می برد به شهر کوچکی به اسم ماری ویل در کارولینای شمالی؛ جایی که زندگی بیشتر مردم با مزرعه و کشاورزی می گذرد. خانواده کلی هم مثل بقیه همان دور و بر زندگی می کنند، اما دلا از همان اول می فهمد اوضاع خانه شان مثل بقیه معمولی نیست.
مادر دلا، سوزانه، با اسکیزوفرنی و وسواس دست و پنجه نرم می کند. بعد از مرگ پدر سوزانه حالش بدتر می شود و کارش حتی به بستری شدن می کشد. مدتی با داروها اوضاع بهتر می شود، اما با به دنیا آمدن مایلی، بچه کوچکتر خانواده، بیماری دوباره شدت می گیرد و این بار داروها مثل قبل جواب نمی دهند. رفتارهای سوزانه عجیب تر و غیر قابل پیش بینی می شود و دلا باید وسط این شرایط سخت، راهی برای کنار آمدن با ترس ها و مسئولیت های تازه اش پیدا کند.
اولین نفری باشید که نظر میدهد
برای ثبت نظر وارد حساب کاربری خود شوید.