داستان کتاب «روزهای پیاده رو» از جایی شروع می شود که یک جدایی هنوز ته دل آدم جا خوش کرده، اما زندگی ناگهان دوباره رو به رویت می ایستد: برخورد اتفاقی دو نفر بعد از جدا شدن، آن هم وقتی هر کدام کنار یک نفر دیگر هستند. همین چند دقیقه دیدار کافی است تا همه چیز برگردد سر جای اولش؛ لبخندهایی که انگار واقعی نیستند، دردهایی که تازه می شوند و دیوارهایی که دوباره بالا می روند. انگار می فهمی چقدر سریع به هم رسیدید و چقدر زود از هم جدا شدید.
نادر سهرابی در این روایت، با نگاه ریزبین و جمله های فکر شده، از لایه های پنهان رابطه ها حرف می زند؛ از چیزهایی که گفته نمی شوند اما سنگینی شان می ماند. یکی از محورهای جذاب کتاب، بازی راست و دروغ در زندگی روزمره است؛ این که دروغ فقط یک حرف ساده نیست و خودش جا می گیرد، فضا می گیرد و جای حقیقتی را پر می کند که باید همان موقع گفته می شد. «روزهای پیاده رو» قصه ای است درباره مواجهه، یادآوری و این که بعضی خاطره ها با یک اتفاق کوچک دوباره جان می گیرند.
| تعداد برگ |
230 |
|---|---|
| سال انتشار شمسی |
1403 |
| نوع جلد |
شومیز |
| شابک |
978-6223230621 |
| قطع |
رقعی |
| نویسنده |

نظرات