کتاب «Thus Spoke Zarathustra (چنین گفت زرتشت)» از فریدریش نیچه یک جور متن فلسفی معمولی و دانشگاهی نیست؛ بیشتر شبیه یک روایت شاعرانه و پر از تمثیل است که با لحن پیامبر گونه نوشته شده. داستان درباره زرتشت است که بعد از سال ها گوشه نشینی از کوه پایین می آید و بین مردم می رود تا از نگاه تازه اش به زندگی حرف بزند. او در مسیرش با آدم های مختلف روبه رو می شود و هر بخش کتاب مثل یک خطابه یا اپیزود کوتاه، ذهن خواننده را درگیر پرسش های جدی می کند: چرا ارزش های قدیمی فرو می ریزند؟ آدم باید با رنج و تنهایی چه کند؟ و اصلا معنای ساختن خودِ جدید چیست؟
ایده های معروف نیچه در همین کتاب پررنگ می شوند؛ مثل «مرگ خدا» (یعنی کم رنگ شدن باورها و ارزش های سنتی)، «ابرانسان» (انسانی که جرئت می کند ارزش های خودش را بسازد)، «بازگشت ابدی» (این سوال که اگر قرار باشد همین زندگی بارها تکرار شود باز هم آن را تایید می کنی یا نه) و نگاه او به «اراده به قدرت» که بیشتر به معنی رشد، خودچیرگی و شکوفایی است تا زورگویی. سبک کتاب استعاری و چندلایه است و ممکن است بعضی جاها سخت به نظر برسد، اما اگر دنبال یک تجربه متفاوت از فلسفه و ادبیات هستی که هم تکان دهنده باشد و هم الهام بخش، این کتاب یکی از انتخاب های جدی است.
| تعداد برگ |
378 |
|---|---|
| سال انتشار شمسی |
1402 |
| سال انتشار میلادی |
1883 |
| نوع جلد |
شومیز |
| شابک |
978-0001001190 |
| قطع |
رقعی |
| نویسنده |

نظرات