کتاب اضطراب موقعیت اثر آلن دوباتن (انتشارات میلکان) درباره همان نگرانی آشنایی است که خیلی وقت ها یواشکی سراغمان می آید: این که دیگران درباره ما چه فکر می کنند و آیا به اندازه کافی موفق هستیم یا نه. اگر تا حالا به خاطر یک پیام بی جواب، مقایسه خودت با بقیه، یا ترس از قضاوت شدن شب تا صبح درگیر فکر و خیال بوده ای، این کتاب دقیقا همان چیزی است که حس و حالت را می فهمد و اسمش را درست می گذارد.
دوباتن با نثر روان و قصه گو، ریشه های این اضطراب را در زندگی مدرن نشان می دهد و برای توضیحش سراغ تاریخ و ایده های آدم های تاثیرگذار می رود؛ از سنت آگوستین و ماکیاولی گرفته تا نگاه های امروزی تر. نتیجه یک کتاب هم زمان سرگرم کننده و کاربردی است که کمک می کند بفهمی چرا این فشار را حس می کنی و چطور می شود آرام تر و منطقی تر با موضوع جایگاه و موفقیت کنار آمد.
| تعداد برگ |
230 |
|---|---|
| سال انتشار شمسی |
1404 |
| سال انتشار میلادی |
2004 |
| نوع جلد |
شومیز |
| شابک |
978-6007845745 |
| قطع |
رقعی |
| نویسنده |
آلن دوباتن |
| مترجم |
سید حسن رضوی |

برای من تاثیرگذار بود.
اگر بین خریدن یا نخریدن شک دارید، به نظرم ارزشش را دارد چون حداقل یک چارچوب فکری برای دیدن فشار جامعه روی موفقیت می دهد. فقط بعضی ارجاع ها و اسم ها زیاد است و ممکن است حوصله بعضی ها سر برود.
کتاب بدی نیست ولی برای من خیلی نکته جدید نداشت. شاید اگر قبلا آثار خودیاری مشابه خوانده باشید، تکراری به نظر برسد.
سه روزه نصفش را خواندم چون روایتش ساده و کش دار نیست. نقطه قوتش این است که ریشه اضطراب منزلت را اجتماعی توضیح می دهد نه فقط فردی.
من ترجمه ققنوس را خواندم و نسبت به چند ترجمه دیگر که نمونه اش را دیده بودم، منسجم تر بود. برای کسی که مدام خودش را با بقیه مقایسه می کند، کتاب حرف حساب دارد.
خیلی دوستش داشتم.
به نظرم ایده های اصلی قوی اند و مثال ها زیادند. اما اگر دنبال کتاب کاملا عملی با تمرین روزانه هستید شاید کمی کمتر از انتظار باشد.
کتاب را برای مدیریت اضطراب شغلی خریدم و طی یک ماه تمامش کردم. زاویه نگاهش به موفقیت و منزلت خیلی به تصمیم گیری ام برای تغییر مسیر کاری کمک کرد.
ترجمه میلکان را گرفتم و در کل روان بود. فقط چند جا جمله ها زیادی تحت اللفظی شده بود و مجبور شدم دوباره بخوانم.
من نسخه نشر چترنگ را حدود دو هفته ای هر شب چند صفحه خواندم. بخش دوم که راهکارها را با مثال های هنری و فلسفی می گوید برای من خیلی کاربردی بود و واقعا اضطراب مقایسه را کمتر کرد.