«غروب نارنجی اوگاندا» اثر تینا آتاید یک رمان خوش خوان و تاثیرگذار است که ما را می برد به شهر انتبه، جایی که آشا و بهترین دوستش یسافو سال هاست کنار هم بزرگ شده اند و خیلی وقت ها اصلا به تفاوت هایشان فکر نکرده اند. اما وقتی عیدی امین اعلام می کند خانواده های هندی فقط ۹ روز وقت دارند کشور را ترک کنند، فضای شهر یک دفعه عوض می شود و نگاه مردم به همان تفاوت ها گیر می کند.
آشا تلاش می کند زندگی معمولش را نگه دارد و باور کند همه چیز مثل قبل می ماند، ولی یسافو بین دوستی، خانواده و امید به آینده ای بهتر گیر می افتد. با خالی شدن محله ها، رفتن همسایه ها و حضور سنگین سربازها در خیابان ها، هر دو می فهمند هیچ چیز آن قدرها هم امن و همیشگی نیست؛ حتی رابطه ای که فکر می کردند شکستنی نیست.
اولین نفری باشید که نظر میدهد
برای ثبت نظر وارد حساب کاربری خود شوید.