کتاب خرده خاطرات اثر ژوزه ساراماگو، همون نویسنده برنده نوبل، یه جور زندگی نامه صمیمی و تکه تکه است که کم کم مثل یه پازل کامل می شه. ساراماگو وقتی فقط هجده ماه داشت با خانواده اش از روستای آزینگاها رفت لیسبون، ولی روستا و آدم هاش هیچ وقت از زندگی اش جدا نشدن و بارها در کودکی و نوجوانی برگشت پیش پدربزرگ و مادربزرگش؛ آدم هایی ساده و بی سواد از نگاه دیگران، اما پر از تجربه، حس و خرد از نگاه خودش.
توی این کتاب با خاطره های ریز و درشتش همراه می شیم: از غم از دست دادن برادر بزرگترش وقتی خودش فقط چهار ساله بوده، تا سختی های زندگی مثل فروختن پتوها توی بهار و خریدن دوباره شون توی زمستون. روایت های گرم از پدربزرگ و مادربزرگی که شب های سرد حواسشون به حیوانات کوچکتر هم بوده، کنار اولین برخوردهای ساراماگو با دنیای ادبیات، باعث می شه این کتاب بیشتر از یه زندگی نامه خشک و رسمی باشه و واقعا حس کنی داری خاطره می خونی.
| تعداد برگ |
144 |
|---|---|
| سال انتشار شمسی |
1403 |
| سال انتشار میلادی |
2011 |
| نوع جلد |
شومیز |
| شابک |
978-964-191-165-4 |
| قطع |
رقعی |
| نویسنده | |
| مترجم |

نظرات