«ساعت ستاره» از کلاریس لیسپکتور یکی از آن رمان های کوتاه و تکان دهنده است که تا مدت ها از ذهنت بیرون نمی رود. این کتاب که اواخر عمر نویسنده منتشر شد، با روایت خاص و متفاوتش سراغ زندگی آدم هایی می رود که معمولا کسی جدی شان نمی گیرد: مهاجرهای فقیر، حاشیه نشین ها و کسانی که بین رویاهای ساده و واقعیت سخت زندگی گیر کرده اند. داستان، شکاف شمال شرقی روستایی و جنوب شرقی شهری برزیل را هم نشان می دهد و از فقر، بی پناهی و امیدهای کوچک برای بهتر شدن می گوید.
راوی ماجرا رودریگو اس ام است و محور قصه دختری به اسم ماکابه آ که در محله های فقیر ریو زندگی می کند و با یک کار تایپیستی ساده روز را شب می کند. دلخوشی هایش هم خیلی معمولی و کوچک است: فیلم دیدن، کوکاکولا و خیال پردازی هایی مثل شبیه مرلین مونرو شدن. اما زندگی با او مهربان نیست و ماکابه آ در دنیایی پر از بی عدالتی و نگاه های جنسیتی، مدام برای دوام آوردن می جنگد. این رمان بعدها الهام بخش یک فیلم معروف هم شد.
اولین نفری باشید که نظر میدهد
برای ثبت نظر وارد حساب کاربری خود شوید.